بنر تبلیغاتی سایت سیویلان

مرجع دانشجویان و مهندسان عمران - سیویلان

گیشـه مطبوعات ورزشی

ایران ورزشی - 28 آبان 1397

ویدئـــوهـای ورزشی

خلاصه بازی پرسپولیس 2 - پیکان 1

ویدئو خلاصه بازیها و گلها

اخبار ورزشی

حرف‌های خواندنی کامران منزوی از آخرین فینال آسیا در آزادی
جمعه, 18 آبان 1397 ساعت 14:09
حرف‌های خواندنی کامران منزوی از آخرین فینال آسیا در آزادی
سرپرست تیم استقلال در زمانی که آبی ها آخرین حضور خود در فینال آسیا را تجربه کردند، صحبت های جالبی درباره آن زمان و فضایی که باید بین هواداران تیم های رقیب حاکم باشد و البته شرایط فعلی باشگاه استقلال مطرح کرده است.

به گزارش توپ 90، آخرین فینال آسیایی که یک تیم ایرانی در ورزشگاه آزادی برگزار کرد، سال 1999 بود که استقلال ایران در آن به مصاف جوبیلو ایواتا از ژاپن رفت. در آن دوره مراحل نیمه نهایی، رده بندی و فینال همگی در فاصله 2 روز در ورزشگاه آزادی برگزار شد. استقلال ابتدا در نیمه نهایی دالیان چین را شکست داد و سپس در فینال به جوبیلو باخت تا نایب قهرمان شود.

سرپرست استقلال در آن روزها کامران منزوی بود. او در گفت و گو با محمد نوری فر، یکی از خبرنگارانی که سابقه حضور در باشگاه استقلال را هم داشته، خاطرات جالبی را از شرایط خاص آن روزهای استقلال بازگو کرده و همچنین درباره وضعیت سال های اخیر باشگاه استقلال و نیازهای فعلی این تیم نیز صحبت کرده است. این گفت و گو را در اینجا می خوانید.

نیمه نهایی آسیا در بهار 1378. فردای عاشورا بود و بازی از تلویزیون به طور زنده پخش نمی شد. شما آخرین سرپرستی هستید که با استقلال به فینال جام باشگاه های آسیا رسیدید. تصویر سجده شما در آن بازی خیلی ماندگار شد. از آن روز برای ما می گویید؟

آن بازی بسیار بسیار حساس بود. واقعیت این است که ما احساسات خوبی نداشتیم. همین لیگی که می بینید تعطیل شده، در آن زمان به خاطر ما تعطیل نشده بود. حتی ما مجبور شدیم تیممان را دو قسمت کنیم. یک قسمت به مربیگری آقای حاجیلو به اصفهان رفتند، یک عده هم در تهران با مرحوم حجازی و آقای خواجوی ماندند. بازی بسیار خاصی بود از این نظر که بعد از سالها یک تیم ایرانی به یک قدمی فینال باشگاه های آسیا رسیده بود. بازی ها در ایران برگزار می شد و یک نکته دیگر هم این بود که بازیکنانی از فوتبال ایران به چین رفته بودند که ان سال رضا شاهرودی در دالیان حضور داشت. ما در آن بازی به هر دلیلی عقب افتادیم و بعد خدا را شکر با درایت ناصر خان و تعویض طلایی علیرضا اکبرپور توانستیم در وقت قانونی 3-3 کنیم و به وقت اضافه برویم. فشار عجیبی روی ما آمده بود به چند دلیل. یکی همان علتی که گفتم، دومین دلیل این بود که بازی پخش مستقیم نداشت چون فکر می کردند خدای نکرده مسائلی در استادیوم رخ می دهد که باعث خدشه دار شدن حرمت عاشورای حسینی می شود. خیلی هم به ما تاختند در حالی که ما گناهی نداشتیم و برنامه ریزی از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا بود. به حول و قوه الهی آنجا را به بزرگترین تکیه تا آن زمان تبدیل کردیم. یک کار دست جمعی بود که ورزش ایران را سرپا نگه داشت و حرمت عاشورای حسینی را هم حفظ کرد. واقعا فشار زیادی تحمل کردیم. اخبار را می خواندیم که می گفتند اینها خائن هستند و می خواهند شب عاشورا بازی کنند و مسائل بسیار دیگر. در روحیه بچه های ما هم که بافت مذهبی داشتند، خیلی اثر منفی می گذاشت. هیچکس هم نبود از ما دفاع کند و بگوید که اینها خودشان چاره ای ندارند و مجبور هستند در آن تاریخ بازی کنند. آقای فتح الله زاده در بازی فینال میکروفون دست گرفت و یا حسین می گفت چون بازی دالیان را به خاطر حرمت ها پخش نمی کردند.

چرا بازی فینال دو روز بعد پخش شد؟ مراسم عزاداری که هنوز هم ادامه داشت

شب بازی من تلویزیون بودم. تا دیروقت داشتم مصاحبه می کردم. مردم هم مرتبا ابراز گله می کردند. از برخی مسئولان هم می شنیدم که وقتی فوتبال به این خوبی برگزار می شود و بازیکنان وقتی گل می زنند فریاد یا حسین سر می دهند و تماشاگران هم همینطور. من این صحنه را هیچوقت فراموش نمی کنم. گل سوم را که خوردیم و عقب افتادیم، من به پشت نیمکت آمدم و قدم می زدم. باورتان نمی شود. نه ریا است و نه هیچ مسئله دیگری. یکباره دیدم تماشاگران گریه می کنند و همان شعاری را سر می دهند که بچه های تیم در اولین بازی وقتی به کربلا رفته بودیم، می خواندند. شعر «میر و علمدار نیامد» را جمعیت با گریه می خواندند و آن را به عنوان حمایت از تیم تلقی می کردند. پس از آن خدا را شکر گل را زدیم و سجده من به خاطر این بود که شرمنده مردم نشدیم.

بازیکنان دالیان متوجه شده بودند که عده ای (پرسپولیسی ها) برای هواداری از رضا شاهرودی در ورزشگاه هستند و بعد از هر گل سمت آنها می رفتند. شما خاطرتان هست؟

من چون مقداری شم خبرنگاری هم داشتم، وقتی در استادیوم بودم حواسم به همه جا بود. قبل از بازی بزرگان تیم رقیب مثل آقای پروین خیلی به هواداران تاکید کرده بودند که شما طرفدار استقلال هستید اما آنها هیچوقت اسم استقلال را به زبان نیاوردند. قبل از بازی ایران ایران می گفتند اما وقتی دالیان سه گل به ما زد و عقب افتادیم، احساسات آنها غلیان کرد و مرتب دالیان را تشویق می کردند. حقشان هم بود. بازیکنشان در آن تیم حضور داشت و فوتبال باشگاهی هم با ملی فرق هایی دارد. ما هم اعتراضی نداشتیم و بعد از بازی هم هرگز گله نکردیم.

همین بحث این روزها خیلی داغ است. اینکه وقتی یک تیم ایرانی به فینال لیگ قهرمانان آسیا راه پیدا کرده، باید همه طرفدارش باشند. اما گروه زیادی هم هستند که دوست ندارند مثلا پرسپولیس امسال قهرمان شود. نظر شما در این مورد چیست؟ البته دوست شما آقای فتح الله زاده هم گفته که شنبه برای حمایت از پرسپولیس به ورزشگاه می رود.

من دو بحث دارم.  این افتخاری که پرسپولیس انشاالله کسب کند، به شکل ملی برگزار می شود یا به تاریخچه باشگاه می رود؟ قطعا به باشگاه می رود. چون این بازی ها ملی نیست. بین المللی هست، ولی ملی نیست. اگر الان دو تیم ایرانی به فینال آمده بودند، تکلیف چه بود؟ این افتخار قطعا به ویترین پرسپولیس می رود. به همین دلیل به نظر من کسی که استقلالی است نباید به ورزشگاه برود. باید بگذارد پرسپولیسی ها بروند. کم هم نیستند و ورزشگاه را پر می کنند. این یک بازی ملی نیست و نباید به کسی گفت شما باید طرفدار تیم ایرانی باشید.

شاید خیلی نیاز هم نبود که مقامات رسمی اینقدر تاکید کنند که این یک بازی ملی است و همین موضوع ممکن است طرفداران استقلال را بیشتر عصبی کند

بله این مسائل هم هست. وزارت ورزش در حال انجام وظیفه اش است و انشاالله برای استقلال هم اینگونه خواهد شد. این تاریخ و رفتار را به خاطر می سپارد و انشاالله به زودی زود که استقلال به روزهای خوب خود برگشت، این قضایا برای استقلال هم تکرار می شود. ما نمی توانیم بگوییم چرا وظیفه تان را انجام می دهید چون خواسته یا ناخواسته، وزارت ورزش صاحب تیم پرسپولیس است، مثل استقلال. اما اینکه بگوییم همه مثل ما فکر و رفتار کنند، نتیجه بخش نیست. حتی اثر معکوس دارد. اگر کسی خودش به این نتیجه رسید که حمایت کند، خب این کار را می کند. اگر هم نرسید، خیانتی نکرده است. احساسات درون خودش است و جایی مقابل حریف پرسپولیس که آن را بروز نمی دهد. وجهه ملی به این بازی ندهیم. افتخار برای باشگاه های ایرانی هست، ولی بازی ملی نیست.

هواداران استقلال این روزها یک تئوری دارند که وزارت ورزش به صورت عمدی اختلال در آماده سازی و نقل و انتقالات استقلال ایجاد کرده است. شما به عنوان استقلالی قدیمی در این مورد چه فکری می کنید؟

سوال من این است. وزارت ورزش به آقای شفر ماموریت داد که برای تلویزیون آلمان جام جهانی را تفسیر کند؟ وزارت ورزش به باشگاه استقلال گفت قرارداد ملی پوشانت را تمدید نکن؟ نه. استقلالی ها تاج سر من هستند. همیشه به آنها عشق داشتم چون خودم از همان جنس هستم. منتها جایگاه منطق کجاست؟ وقتی ما درون خودمان ضعف داریم، نمی شود اینها را گفت. ما چقدر زمان برای تیام و جپاروف تلف کردیم؟ این وقت را خود باشگاه تلف کرد، نه وزارت. بازیکن آسیب دیده را هم وزارت نخرید. من نمی خواهم کسی را تبرئه کنم، ولی هوادار باید واقعیت ها را ببیند و بر اساس آن منطقی پیش برود. اما وقتی غیر منطقی پیش برویم کار نتیجه نمی گیرد. مهم این است که سستی از درون باشگاه بوده است. حالا اینکه چرا آدم هایی را سر کار آورده اند که خدای نکرده نتوانستند وضعیت استقلال را سر و سامان بدهند، بله آنجا حق با هوادار استقلال است. اینکه چرا باید ترکیب طوری چیده شود که سر از کار در نیاورند و اصلا ندانند بازی چیست. این تیم نوزده روز برای آماده سازی وقت داشته است. وقتی زمان اینقدر کم باشد و نصف آن هم درگیر سوپرجام باشد، همین می شود. هواداران توجه کنند. مگر قرار نبود استقلال به آلمان برود و آنجا مسابقه بدهد؟ پس چه شد؟  خب اصلا برنامه ریزی درست نبود. آلمان نشد، باید به سوپرجام می آمد. چقدر ذهن هواداران استقلال درگیر سوپرجام شد! همه اینها به خاطر عدم برنامه ریزی صحیح درون خود باشگاه بود. شما می دانید که برای نتیجه گرفتن هزار و یک ابزار لازم است. آیا این ابزار درون باشگاه استقلال از روابط عمومی، رسانه، معاونت ورزشی، کمیته انضباطی و ... فراهم بوده؟ قطعا نبوده.

می گویند نگه داشتن بازیکنانی مثل امید ابراهیمی و مجید حسینی سخت بوده است. واقعا راهش از نظر شما چیست؟

ببینید. بار اولی نبود که تیم ملی جام جهانی می رفت. مگر مهدی پاشازاده بازیکن جام جهانی رفته نبود؟ ما چه کار کردیم؟ به عنوان مدیران وقت استقلال نشستیم پیش بینی کردیم و گفتیم اینها بعد از جام جهانی شانس دارند. به همین دلیل قراردادشان را بلندمدت کردیم. ما در سال 1376 و حدود یک سال قبل از جام جهانی این کار را کردیم. چون شما تاریخ را دارید می بینید. همین الان یا باید به فکر تمدید قرارداد کسانی باشید که امسال قراردادشان تمام می شود، یا از الان به فکر جایگزین آنها باشید. ما آن زمان کارمان جور دیگری بود. با مربی تیم خیلی خیلی راحت بودیم. گفتن بعضی چیزها درست نیست، ولی می گویم. ما با ابومسلم بازی داشتیم. بعد از بازی ناصر خان گفت این بازیکن چپ ابومسلم به درد استقلال می خورد. چه کسی بود؟ یک جوان لاغر اندام به نام نیکبخت واحدی. همان موقع ما وارد کار شدیم و 6 ماه بعد از پایان مسابقات، یک شب تا 4 صبح نشستیم. در آخر 12 میلیون دادیم و رضایتنامه او را به همراه مجید نوروزی و ارسطو محمدی را گرفتیم. شما باید پیش بینی کنید. چرا قرارداد دراز مدت می بندند؟ وقتی تیام به ایران آمده بود، تیم داشت؟ یک سری کارها باید صورت می گرفت. چرا بند باید در قرارداد امید نورافکن یا مجید حسینی باشد؟ چون شما در دقیقه 90 هیچکس را نداشتی، مجبور بودی با ایشان تمدید کنی، هرچه گفته باید می گفتی چشم.

یک گلایه ای که به وزیر مطرح بوده، این است که پیش از جام جهانی استقلال خریدهایی کرد که بعد مشخص شد آنها مصدوم بوده اند. این یک سوء مدیریت است. آقای افتخاری گفتند من زیر این قراردادها را امضا نکردم که اصلا منطقی نبود. به هر حال وزارت ورزش باید ناظر این روزها می بود. آیا نمی توانست زودتر تغییرات مدیریتی ایجاد کند؟

همان دوستانی که با این بازیکنان قرارداد بستند، چگونه وارد باشگاه استقلال شدند؟ شما نگاه کنید، هشت سال اخیر را. اسامی هیئت مدیره هشت سال اخیر استقلال را یادداشت کنید. فکر کنم به اندازه بازیکنان، آدم جابجا شده است. اینها را خود وزارت ورزش نیاورد. جریانی در وزارت بود که داشت حمایت می کرد و چوب آن را کل ساختار وزارت ورزش خورد. یعنی آن جریان شریک تجاری بود و هیچ منافعی در باشگاه استقلال نداشت. صرفا عده ای را برای اینکه مشهور شوند به استقلال فرستادند. هیچ رانتی هم نبود. اقای افتخاری هم انسان خوبی است. سال 1376 همراه ما به جام پرچم آمد. اما وقتی جریانات دست به دست هم می دهد، اینگونه می شود. آنها بیشتر به فکر پاسخگویی به منتقدان خود بودند تا به فکر توجه به تیم. انقدر که سعی می کردند هر حرفی را جواب بدهند و تهدید کنند، حواسشان نبود که کار تیم از این مسائل واجب تر است. این را می گویند سندروم توجه کور. به یک نقطه زوم می کنی و از اصل منحرف می شوی. وزارت ورزش هم گرفتار جام جهانی و چیزهای دیگر بود. حالا اتفاقا وقتش است و الان دو سه روز دیگر بیشتر امتحان وزارت ورزش نیست. انشاالله انتخاباتی را ترتیب دهند تا کسانی که می آیند، بتوانند دردی را از استقلال دوا کنند. بدانند که استقلال مشکلش چیست و برایش باید چه بکنند.

24 آبان نزدیک است و سه عضو هیئت مدیره استقلال باید به کار خود پایان دهند. در این شرایط وزارت باید اعضای جدید را معرفی کند. اینجا دقیقا نقطه ای است که باید ببینیم آیا وزارت در پاسخ به این انتقادها حرکت متفاوتی انجام می دهد یا خیر.


وزارت باید سه عضو را به جای مرحوم پورحیدری و دو عضو بازنشسته معرفی کند. اینجا وزارت باید انتخاباتی را صورت دهد تا هوادار را تسکین بدهد. انقدر دل هواداران پاک است، که با کوچکترین دلخوری عکس العمل نشان می دهند و با کمترین  اتفاق مثبت هم واکنش می دهند.

یک معضل در مدیریت سال های اخیر استقلال دیده شده. عمدتا باشگاه غیر از مدیر عامل، توسط یک فرد که معاون ورزشی، اجرایی، پشتیبانی یا ... بوده، اداره شده است. آیا استقلال با هواداران میلیونی، توسط یک نفر اداره می شود؟

نه، نباید اینطور باشد. چون یک فرد ممکن است اشتباه کند. باید کمیته نقل و انتقالات وجود داشته باشد و همین اعضای کمیته فنی که هستند، باید عملکرد سه سال اخیر بازیکنان را ببینند.  فرد تحت تاثیر احساسات، ممکن است در مقاطعی تصمیم اشتباه بگیرد. ولی اگر گروهی باشد و تحت تاثیر خرد جمعی، قطعا انتخاب درست در می آید. باید تیم نقل و انتقالات واجد شرایط باشد. توانایی های بازیکنان باید مورد بررسی قرار گیرد. از نظر رفتاری، خانوادگی، فیزیکی، پوشش، گفتار، کردار و... همه اینها باید تعیین شود تا اینکه انتخاب درستی شکل بگیرد.

آیا موافقید که اعضای کمیته فنی از جمع خودشان یک نفر را به عنوان دستیار انتخاب کنند؟

وجهه خوبی ندارد. شاید توانایی آن را داشته باشند ولی وجهه خوبی ندارد. تاثیر منفی می گذارد.

شما معتقدید شفر باید بماند یا اینکه استقلال تغییرات گسترده نیاز دارد؟

شفر باید بماند. منتها دو بحث وجود دارد. من از دید مدیریتی می توانم ایراد بگیرم، نه فنی. اما عده ای هستند که شاید از لحاظ فنی بتوانند با او صحبت کنند تا نتیجه گرفته شود. شفر باید بماند. چون یک چهره امتحان داده در ایران و شناخته شده در دنیا است. ما می خواهیم شفر را برداریم. حالا چه کسی بهتر است؟ و چه تضمینی وجود دارد؟ البته مسائلی هم وجود دارد. مثلا همیشه فشار هست که ثابت شود گرو و نویمایر بازیکنان خوبی هستند و این مسئله ترکیب را به هم می ریزد. اینها هم بازیکنان خوبی هستند اما انقدر تحت فشار قرار می گیرند، استرس به آنها وارد می شود. باید شفر بماند و در کنارش یک هیئت مدیره درست انتخاب شود و سیاست های صحیح بگذارد. فوتبال تمام نشده است ولی من نمی دانم چرا هیچکس به فکر قرعه کشی 30 آبان نیست. آن روز فقط برای فرستادن نماینده و قرعه کشی نیست.  آنجا جام باشگاه های آسیا دوباره قرعه کشی می شود و استقلال هم خوشبختانه در آن حضور دارد. چرا از الان به فکر آن نباشیم؟ ما جام حذفی را از دست داده ایم. چرا به فکر آسیا نباشیم. آیا ستادی تشکیل دادیم؟ نه. هنوز درگیر مصدومیت علی کریمی هستیم. بحث اساسی تر از این است که شفر بماند یا برود. کار باید اساسی باشد و همه باید دست به دست هم بدهند تا درست شود.

آیا آقای حاجیلو انتخاب خوبی برای سرپرستی بودند یا اینکه با گذر همه این سالها و مدرن شدن فوتبال انتخاب دیگری باید می شد؟

من همه پیشکسوت ها را دوست دارم. یک وقت از اسم آنها می خواهیم استفاده کنیم، یک زمان از تجربه، یک موقع هم از دانش آنها. یا اینکه از هر سه تای آنها. ما باید ببینیم از آقای حاجیلو چه می خواهیم. الان مربی ما یک آلمانی است. ما به عنوان یک باشگاه هیچ کاری نکرده ایم که آقای شفر و حاجیلو رابطه نزدیکی داشته باشند. مثلا یکی از این اقدامات کلاس آلمانی برای سرپرست تیم بود که ما انجام ندادیم.